پره سر تــــــالـــــــــــــــــــــــــــــش ایران
مسجد مرحوم شرفی در ییلاق باستانی وسکه مثنوی معنوی مشهور به غم نامه: غم مرهم قلب عاشقان است غم همسفرمسافران است
نظرات شما عزیزان:
غم نامه از آن نهادمــــش نام زیرا به غم است خاطرم رام
غم تکیه زند به قلــب شاهان غم بوسه زند به خال ماهان
غم زینت تاج خسروان است خلخال دوپای مهوشان است
غم با همه مایل و شفیق است دیوانه و عاقلش رفیق است
با شاه وگدا و زشــــت و زیبا سازنده غم است روز و شبها
هر قریه ومسکنی و شهریست بی غم نکند کسی در آن زیست
آواز غم اســــــــــت در لب نی آثار غم اســـــت همـــــــره وی
غم را نکند کســـــی فراموش غم را همه میکشند در آغوش
غم بود رفیـــــــــق ماه کنعان در چاه ز هجر شاه کنعان
هم همره و همدم پسر بود هم خادم محضـــر پدر بود
از چاه چو مه به دلو کرد جا غـــــــم بود خبـــر ده زلیخا
استاد جنون قیس غم بود با لیلی اش همره کرم بود
فرهاد به بیستون غم آورد در خدمت غم قدش خم آورد
غم داد به تیر چوب گز آب بوسید دوچشم پور گشتاسب
غم در همه صحنه برملابود غم شاهد دشت کربلا بود
غم ناظر صحنه های جنگ است غم آمر اژدر وتفنگ است
تشریح کننده ار بود خوب جز غم نبود خلاصه توپ
"شوقی" تو که با غمی شب و روز قانون وفا ز غم بیاموز
پاسخ:
ارادت دارم .ممنون از توجه جنابعالی
بهتر نبود عکس های پدر بزرگ شریفتون رو از رو کتاب بر نمی داشتید؟اینجوری آدم فکر میکنه هیچ عکسی ازش ندارید!لا اقل شماره صفحه رو نمینداختید تو کادر دوربین،من این کتاب رو خوندم و خیلی هم ازش استفاده کردم پدر بزرگ شما مثه حافظ تو آخرین بیت از اسم شوقی استفاده کرده که یه هنر خاص توش بکار برده.
پاسخ:
سلام و درود
ممنون از تذکر بجای شما.
دوست عزیز عکس کتاب رو هم خودمون دادیم برای چاپ
راستش به دلایلی عکسای زیادی از پدر بزرگ عزیزمون در دسترس نیس.همین عکس هم و عکس پدر پدر بزرگم فقط در البوم عکس ما موجود بود.متاسفانه جاهایی که باید از عکس ایشون استفاده نشده است
روحشون شاد
بژی
ایشان در تاریخ تالش فراموش نخواهند شد
|